AddThis Social Bookmark Button
Untitled Document
بازهم دیوار زندان؛ پیام رسول بداقی بە مناسبت روز جهانی معلم مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
سه شنبه, 05 اردیبهشت 1391 ساعت 22:55

کمیتە دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: رسول بداقی آموزگار دربند و عضو زندانی کانون صنفی معلمان ایران، باسرودن شعری سپید از داخل زندان رجایی شهر کرج بە گرامی داشت روز جهانی معلم پرداختە است.

متن این پیام کە بە دست کمیتە دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی رسیدە است بە شرح زیر می باشد:

بازهم دیوار زندان!

آمدند پر از هیاهو، پر از شکوه

زبانهایشان پر از آزادی و برابری و مهر

مغز‌هایشان غرق احساسات

رفتار ها با گفتار بیگانە.

پروانە های ایمان و آشتی و گذشت

بر بام لبهایشان پرسە زنان

حنجرە ها پر از فریاد آشتی و سازش و بخشندگی

جیبها و دستهاشان تهی، سرهاشان پر از سودا

بالهاشان گرم پرواز بە سرزمین های بیهودگی.

اما چە زود دریافتند کە نە! نە‌!

خشمگنانە دست ها را بە ریسمان مهر

چشم ها پر از برق سیلی و خشم

لب ها را با برق دروغ، بستند و بستند و دوختند.

استقلالشان در در گرسنگی، آزادیشان در قفس، مردم داریشان در همدستی

باورشان در ریاکاری.

برای آبادی ها جغد

برای مستضعفان دستهای دراز نیاز

آوردند آوردند، آوردند.

برای دلها اندوه، برای لبها خاموشی، برای شکمهای خالی آرزومندی!

برای سفرە ها آه آه! کە برای کودکان یتیمی و اشک و چشم انتظاری!

برای گردن های آزادگان طناب دار، برای مداراگران یوغ آوردند!

برای گرردە های توانمند بهره کشی و شلاق و شلاق و شلاق!

برای مداراگران یوغ آوردند، آوردند، آوردند.

برای بال اندیشە های بلند قیچی!

برای دست های توانمند نازینان، دستبند پولادین

برای آبرومندان تجاوز، برای بی آبرویان افسار، برای اندیشە های نشکفتە

پیشگو آوردند آورندند آوردند.

باکە توان گفت، این رازهای روشن را؟

جز باد دیوار زندان، دیوار زندان؟

باز هم دیوار زندان!

رسول بداقی

زندان رجایی شهر کرج