AddThis Social Bookmark Button
Untitled Document
احضار مجددنسرين ستوده از طرف وزارت اطلاعات دولت روحاني مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
یکشنبه, 10 فروردین 1393 ساعت 20:24

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی : دو روز پس از انتشار سخنان شجاعانه نسرين ستوده که اکنون به خوزستان سفر کرده، به اداره اطلاعات شهر دزفول احضار شد!رضا خندان، همسر خانم ستوده، در توضیح کوتاهی در این خصوص در صفحه‌ء فیسبوکش نوشته است: «به اتفاق بچه‌ها برای یک سفر دو روزه به استان خوزستان آمده‌ایم. دقایقی پیش مشغول خرید در بازار شهر دزفول بودیم که از وزارت اطلاعات تماس گرفتند و نسرین و میزبان را بی‌دلیل و به روشی غیرقانونی و بی‌ادبانه احضار کردند. به آنها گفته شده که تا یک ساعت دیگر خودشان را به وزارت اطلاعات معرفی کنند.».

دو روز پيش سخنان شجاعانه نسرین ستوده در محفل ادبی و بی ادبی هالو به صورت گسترده در فضای مجازی منتشر شد كه از درون زندان بزرگ گفت: ما ظاهراً آزادیم در این ویدیو نسرین ستوده شجاعانه از حصرشدگان، اقلیت‌های مذهبی و قومی، زندانیان سیاسی و کلیه ممنوع شدگان عرصه‌ی عمومی سخن می‌گوید. او ضمن تعریف خاطراتی از دوران زندان، هنر رو وسیله ای برای دور زدن استبداد توصیف کرده و در ادامه می گوید ما به ظاهر آزادیم وگرنه همه در زندانیم و ... متن سخنان نسرین ستوده به این شرح است: من در چند ماه اخیر آزاد بودم. ما ظاهرا آزادیم. اما همیشه دلمان بین دو گروه است: [نخست] کسانی که در خانه‌های خودشان در حبس‌اند؛ خانم رهنورد، آقای موسوی و آقای کروبی. آن‌ها زندانیان وجدان‌اند. و همین‌طور زندانیان وجدان که در زندان‌های شهرهای مختلف ایران حبس خودشان را می‌کشند. آن‌ها نه تنها فعالان سیاسی هستند، بلکه بسیاری از آنان فعالان مدنی یا اقلیت‌های قومی، مذهبی و غیره را تشکیل می‌دهند. [به عبارت دیگر این افراد] اقلیت عقیدتی را تشکیل می‌دهند.

من از بین هم‌بندان خودم، امروز که در جمع شما بودم گفتم شالی را بیندازم که یکی از اقلیت‌های مذهبی برای من بافته بود. گفتم این را به یاد آن‌ها بیاندازم و به جمع شما بیایم. یادمان باشد که دادرسی زندانیان وجدان، بدون رعایت قانون، در دادگاه‌های سری و با روش‌های امنیتی بوده است. همچنین حصر خانگی این سه عزیز هم از مصادیق بارز بازداشت خودسرانه است. پرونده همه وکلایی که بعد از انتخابات دستگیر شدند، (جا دارد از آقای عبدالفتاح سلطانی و جناب آقای سید محمد سیف‌زاده نام ببرم) را به درخواست لغو پروانه به دادگاه انتظامی دادند. دوستان عزیز، وکالت و احیای عدالت امانتی بود که از دیگران به ما رسیده بود، با پروانه یا بی‌پروانه ما این را به آیندگان خواهیم سپرد .